سلام دوستان.حالتون؟
اميدوارم خوب و سلامت باشيد....
امروز مي خوام يه خاطره جالب از خودم رو بگم.اين خاطره با وجودي که کمي برام تلخه ولي هر وقت يادم مي ياد خنده ام مي گيره!!!باور نمي کنيد ؟پس خاطره ام رو بخونيد:
سه ماه پيش يعني اوايل عيد که ديد و بازديد عيد بود عمو  و زن عمو به اتفاق پسر عمو ها و دختر عمو هام (!)اومدن خونه ما.فرزاد که پسر عموي هم سن منه کلا آدم خجالتيه.هر وقت با هاش حرف مي زنم سرخ مي شه و سرش رو مي اندازه پايين!!البته با وجودي که اسم من و فرزاد از بچگي رو هم بود و تموم فاميل اسم فرزاد رو با من يعني ساغر  هم معني مي دونند!!اولي من زياد بهش علاقه ندارم!اون روز هم پس از صرف نهار همه رفتند اتاق پذيرايي.ولي من رفتم اتاق خودم و پشت کامپيوتر.
کامپيوترو که روشن کردم مي خواستم کمي حالم جا بياد آهنگ تو عزيز دلمي رو گذاشتم.البته با صداي کم!
برادر کوچکم نيما پسر بچه بازيگوشيه.يکي از عادت هاي بدش اينه که هر مهموني که مي ياد خونه تموم اسباب بازي هاشو بهشون نشون مي ده.از شانس بد من اون روز نيما يکي ا اسباب بازي هاشو تو اتق من جا گذاشته بود.از طرفي هم چون اون اسباب بازي آدم آهني اش بود که خيلي دوست داره به همه نشونش بده پسر عموم فرزاد رو به زور به اتاق من مي کشوند.
منم از همه جا بي خبر تو عزيز دلمي رو گوش مي کردم و نا خودآگاه شروع به تکرار واژه تو عزيز دلمي کردم!.......تو چشات نشينه شبنم............عزيز دلمي.......عزيز دلمي!!درست همون موقع که فرزاد وارد شد سرم رو برگردوندم ببينم کيه همون موقع هم نا خود آگاه بلند گفتم تو عزيز دلمي!!
فرزاد چنان سرخ شد که گفتم نکنه.........!!فشارش به شدت افتاد پايين.چنان سفيد شد که گفتم نکنه............!!!!!
همه اومدن اتاق من و ديدن فرزاد به شدت گيج شده و افتاده رو زمين!!! و بردنش بيرون.حالا اينکه به من مي گفتن چرا غش کرد و من چه جوابي دادم بماند.
ولي تازه به يک امر ديگه واقف شدم و اينکه وقتي اون افتاده بود رو زمين من رفتم بالا سرش و مي گفتم چي شده؟حالت خوبه؟ اون با وجودي که زياد بد نبود فشارش به شدت افتاد پايين!حالا فهميدم که وقتي بالا سرش بودم بدنم با بدنش مماس شده بود و من مثل ديوانه ها سرم رو گذاشتم روي سينه اش ببينم قلبش مي زنه يا نه!!!!!اونم چون خيلي حساسه....!
حالا برام درس عبرت شده که به هنگام گوش دادن موسيقي هاي ترانه خودم رو کنترل کنم!!
موفق باشيد!منتظر پيام هاتون هستم.
تا بعد!

/ 0 نظر / 7 بازدید